أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

278

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

اين قول سدّى است ابن عبّاس گفت : مراد به [ إناث ] موات‌اند كه درو روح نباشد چون خشب و صخره و شجره و مانند اين . حسن بصرى گفت : كه ايشان را بتانى بود كه آن را اناث خواندندى بنام . عروه از پدرش روايت كرد كه در مصحف عايشه « الّا اوثانا » نوشته بود جمع وثن و علىّ بن الحسين المغربى گفت : مراد به « اناث » ضعيفان و عاجزان‌اند آنگه گفت : ايشان نمىپرستند الّا ديوى راندهء بيرون شده از فرمان خداى را كه خداى او را لعنت كرده و از رحمت خود دور گردانيده است گفتند كه : هر بتى را ديوى بوده است كه در شكم وى شدى و آواز دادى به چيزى كه ايشان را اغوا كردى چنان كه در خبر آورده‌اند كه سبب اسلام حمزه آن بود كه روزى جماعتى مشركان جمع شدند در بدايت اسلام و بتان را سجده ميكردند در مكّه ديوى بيامد و در شكم بت مهين رفت و از شكم او آواز داد بدين بيت : قاتل اللّه رأى كعب بن فهر * ما أضلّ العقول و الاحلام جاءنا تائه يعيب علينا * دين آبائنا الحماة الكرام چون مشركان اين بشنيدند بيكبار آواز برآوردند و نشاط كردند و گفتند : محمّد كجاست تا بشنود كه اين خدايان ما چه ميگويند ؟ ! كس فرستادند و رسول را ازين خبر دادند و گفتند : ترا حاضر بايد آمد تا بشنوى كه : خدايان ما چه ميگويند و موعدى كردند تا رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حاضر آيد و بشنود ؛ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دلتنگ شد و دانست كه آن كار شيطان است ، درين انديشه بود كه جنّى آمد مؤمن و گفت : يا رسول اللّه بنگر كه تا دل تنگ نكنى كه آن شيطان كه در شكم بت آواز داد مسعر نام بود من او را بكشتم و تو فردا به آن مجمع حاضر شو تا من بيايم و جواب آن باز دهم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دل خوش شد بر دگر روز مشركان بيامدند و بتان را بياراستند و قربانها كردند و رسول را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حاضر كردند چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن مجمع شد بتان بر روى در آمدند مشركان برخاستند و آن كار پوشيده كردند و بتان را راست كردند و بنهادند و بمسمارها بدوختند و ايشان را ثنا گفتند و سجده كردند و گفتند : اى معبودان ما آنچه دى گفتيد كه : محمّد حاضر نبود امروز بگوئيد تا او بشنود چون اين بگفتند از شكم بت مهين آواز آمد بدين بيتها : انا الّذى سمّانى المطّهرا « 1 » * انا قتلت ذا الفجور مسعرا

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) « مظهميرا » ضبط شده است ( ج 2 چاپ اول ؛ ص 48 ، س 8 ) .